چند روزی سرم شلوغ بود و نتونستم یه سر به وبم بزنم ولی حالا اومدم بنابراین زیاد خوشحال نباشید که از دستم راحت شدید
تو رو می بینم از دور و هنوز محو تماشاتم
از همون روزی که رفتی دیده ام مونده به راهت
جز وفا از من چه دیدی که دل از عشقم بریدی
خط باطل بر عبور از مرز خوشبختی کشیدی
ای که تقدیر دلم رو از سیاهی ها گرفتی
باورم نمی شه هرگز از گذشته ها گذشتی
بیا از غبار جاده که دلم خیلی گرفته
توی هر گوشه ی قلبم غزلی از غم نهفته
این امید ناامیده اون که از خود دل بریده
زجر تلخ انتظارو واسه یک نگات خریده
باز امیدم به تو بسته ای سپهر آشنایی
باز سر کن نغمه ای رو از دیار هم صدایی
اما خونه ی قشنگ بهترین دلای دنیاست
دیگه یه گوله آتیشم
مضحکه دوستم نداری
دلم می خواد بیای پیشم
عجیبه وقتی نمی خوای
من یکی دیوونه ترم
منتظرم نار کنی و
فقط بشینم بخرم
یکی می گفت که آدما
بیشترشون اینجورین
برعکس آرزوهاشون
عاشق هم تو دورین
...
هر چه دارم غیر تنهایی تمامش مال تو
صد دو بیتی صد غزل دارم و حتی یک بغل
شعرهای خوب نیمایی تمامش مال تو
عشق من عشق زمینی است باور کن عزیزم
عشقم این عشق اهورایی تمامش مال تو
دست من بود که می گفتم همه دنیا مال تو
چی دارم واسه ات به جز یه عالمه شرمندگی
بازم اومدم با کلی چرت و پرت ولی با یه دونه تفاوت کوچولو
امیدوارم که این ۴ روز تعطیلی به همتون خوش بگذره به من که
تا حالا خوش گذشته آخه جای همتون خالی دیروز جمکران بودم
پیش امام زمان (عج) البته امام زمان همه جا با ما هست ولی
اونجا آدم اینو احساس می کنه ان شاءالله قسمت همتون بشه
که برین در ضمن برای همتون هم دعا کردم
اینم از شعر امروز امیدوارم خوشتون بیاد
فعلا![]()
بغض نکن بهار من بغض تو آبم می کنه
گوله اشکای چشات خورد و خرابم می کنه
بغض نکن که قلب من تو سينه پرپر می زنه
آخه اون چشمای تو تموم دنيای منه
تو چشات که اشک مياد يه جورايی ديوونه می شم
صد هزار آبادی هم باشه يک ويروونه می شم
دست تو , تو دستمه ديگه مهم نيست چی کمه
بغض نکن که بغض تو آتيش به جونم می زنه
وقتی اشک تو چشماته دنيا سرم خراب ميشه
دشت سر سبز نگاهت يک هو برام سراب ميشه
بغض تو مثل يک خنجر تيکه پارم می کنه
بغض نکن غم چشات داره بيچارم می کنه
من می خوام تو چشم تو زلال و آفتابی باشه
من باشم تو باشی و يک شب مهتابی باشه
هر چی گفتی تو باشه حتی اگه به قيمت سوختن و
شکستن و عمری بس تابی باشه
من تمنا کردم
که با تو باشم
تو به من گفتی
هرگز هرگز...
پاسخی سخت و درشت
و مرا این غصه...
این هرگز...
کشت
آن روز با تو بودم...
امروز بی توام...
آن روز که با تو بودم...
بی تو بودم
امروز که بی توام...
با توام.
اول از همه می خوام از دوستانی که با لطف بی دریغشون منو شرمنده کردن تشکر کنم مخصوصا از داداش مهدی و وحید
من هر چی فکر می کنم که از چی بنویسم به هیچ نتیجه ای نمی رسم
(مگه تو فکر هم می کنی
)
حالا نمی شه جلوی بقیه ضایعم نکنی
(شرمنده ولی سعی خودم رو می کنم
)
اصلا ولش کن می خوام براتون یه شعر بنویسم موافقین دیگه مگه نه(ببینم کدوم احمقی به این گفته که ما موافقیم
)
ولی من که کار خودمو می کنم چون این وبلاگ منه (خوب ما هم از وبلاگت می ریم بیرون
)
نه نه خواهش می کنم نرید دیگه سر به سرتون نمی ذارم {جون خودم
}(به شرطی که دیگه تکرار نشه می مونیم
)
اینم اون شعری که می گفتم
راستی نظر یادتون نره
معنای زنده بودن من
با تو بودن است
نزدیک.دور
سیر.گرسنه
رها.اسیر
دلتنگ.شاد
آن لحظه ای که بی تو به سرآید مرا مباد!
مفهوم مرگ من
در راه سرفرازی تو
در کنار تو
مفهوم زندگی است
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو
همیشه با تو
برای تو زیستن...

