ها اَنتم هؤلاء حاجَجتُم فيما لَكُم به عِلمٌ فَلِمَ تُحاجونَ فيما لَيسَ لَكُم به عِلمٌ...
(سوره آل عمران-آيه 66)
گيرم در آنچه به آن علم داريد مجادله روا باشد چرا در آنچه كه بدان عالم
نيستيد باز به جدل و گفتگو مي پردازيد ...
جام بلا بیشترش می دهند
و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون(سوره بقره-آیه ۲۱۶)
...چه بسیار شود که شما چیزی را ناگوار شمارید ولی در
حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده و چه بسیار شود که
دوستدار چیزی هستید و در واقع شر و فساد شما در آن است و
خداوند می داند و شما نمی دانید(خدا به مصالح امور شما آگاه
است و شما خود نادانید)
نساء-آیه ۸۶)
هرگاه کسی شما را ستایش کند شما نیز باید در مقابل
به ستایشی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید...
چو روزی به شادی بگذرد خردمند مردم چرا غم خورد
بکوشید تا رنجها کم کنید دل غمگنان شاد و خرم کنید
در زمان پيامبر (ص) معمولا از خط نسخ براي نامه نگاري و يادداشتهاي عادي و گاهي براي نگارش قرآن استفاده مي شد ابوعبدالله زنجاني مي نويسد كُتاب وحي در زمان پيامبر (ص) غالبا قرآن را با خط نسخ مي نوشتند(تاريخ القرآن : زنجاني .ص42) از كساني كه در خط كوفي از خوشنويسان به شمار مي آيند اميرالمومنين (ع) است مي گويند خط زيباي نسخ بعد از خط كوفي در نگارش قرآن معمول گرديد يعني قرآن را تا اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم به خط كوفي مي نوشتند و سپس نگارش قرآن با خط نسخ و انواع خطوط مشتق از آن معمول شد.
ما از زمان پيغمبر (ص)آثاري قطعي در دست نداريم تا بتوانيم درباره نوع خط
آن زمان مورد استفاده قرار مي گرفته است با قاطعيت صحبت كنيم .نامه-
هايي كه از زمان پيامبر(ص) در موزه اسلامبول و وين موجود مي باشد شباهتي
به خط كوفي ندارد و نيز كهنترين نسخه قرآن كه در موزه بريتانياي لندن قرار
گرفته با خط كوفي معمول در قرن سوم و چهارم همانندي ندارد اين قرآن كه
احتمالا در مكه يا مدينه بر روي پوست نوشته شده است مربوط به اواخر سده
دوم هجري است و با خطي تحرير يافته كه نمي توان آنرا كوفي يا نسخ ناميد و
چون اكثر حروف عمودي آن بلندتر از خط معمول نگارش يافته و آسان تر
از خط كوفي خوانده مي شود به همين علت مي توان گفت كه خط اين قرآن
به خط نسخ بيشتر از خط كوفي شباهت دارد .(پژوهشي در تاريخ قرآن كريم:
سيد محمد باقر حجتي . ص 213)
...در نقطه مقابل برخي از كاتبان وحي نه تنها مورد رضايت خاطر رسول خدا(ص) نبوده اند بلكه به عللي سخت مورد نفرت آن حضرت قرار گرفته اند و از جمله افراد نابسامان و بي بندو بار معرفي شده اند كه مي توان از جمله آنها به معاويه بن ابي سفيان و عبدالله بن سعد ابي سرح اشاره كرد(براي توضيح بيشتر مراجعه شود به پژوهشي درتاريخ قرآن:سيد محمد باقر حجتي.ص 205)
براي نگارش قرآن در زمان پيامبر(ص) شواهد فراواني وجود دارد ولي در اينجا به ذكر چند نمونه از آن بسنده مي كنيم:
نمايندگاني كه از طرف رسول اكرم (ص)به عنوان معلم و مبلغ ديني به سوي مردم مناطق ديگر مي رفته اند نسخه اي از قرآن همراه بوده است . (پژوهشي در قرآن كريم :سيد محمد باقر حجتي.ص۲۱۱)
مورخان نوشته اند كه مردي از قريش به عمر بن الخطاب گفت كه خواهر تو از دين بيرون شده وبه دين اسلام گرويده عمر به خانه خواهر خود رفته و به صورت او سيلي محكمي مي زند كه او را مجروح مي سازد پس از چند لحظه اي كه خشم او فروكش مي كند نگاهش به صحيفه اي مي افتد كه در گوشه اي از خانه قرار دارد و روي آن نوشته شده است ((بسم الله الرحمن الرحيم ، سبح لله ما في السموات و ما في الارض و هو العزيز الحكيم ...)) و بر صحيفه اي ديگر خواند ((بسم الله الرحمن الرحيم ، طه، ما انزلنا عليك القرآن لتشقي...)) عمر پس از توجه به بلاغت و شيوايي الفاظ و عبارات قرآن اسلام آورد.(تاريخ قرآن زنجاني ص 52-53)
حتي از برخي از روايات چنين استفاده مي شود كه پيامبر (ص) در شيوه نگارش برخي از حروف و كلمات قرآن دستورات و ارشادات آميخته با ذوق و سليقه اي داشته اند: مثلا داريم كه پيامبر (ص) به يكي از نويسندگان وحي فرمود :ليقه را در دوات قرار ده ، قلم را كج و منحرف نگه دار ، باء را بلند بنويس ،دندانه هاي سين را ازهم پراكنده ساز ، ميم را كور و توپر ننويس ، الله را نيكو بنويس ، رحمن را كشيده ، رحيم را به خوبي بنگار و قلم را بر گوش چپ خود قرار ده.(بحارالانوار .ج9.ص10)
اين پست رو به سفارش استاد عزيزم ميذارم امید که مورد توجه قرار گیرد
يكي از عواملي كه به حفظ و صيانت قرآن از هرگونه تصحيف و تحريف مدد مي كرد نگارش آن بوده است رسول خدا (ص) به نگارش وحي سخت اهتمام مي ورزيد و همزمان با بعثت و زندگاني آن حضرت تعداد اندكي از مردم به خواندن و نوشتن آشنايي داشتند رسول خدا (ص) عده اي از آنها را بتدريج براي كتابت وحي انتخاب و گزين فرمود و به منظور صيانت نصوص قرآني علاوه بر استمداد از حافظه خود و مردم دستور داد قرآن را بنويسند و آنانكه دست اندركار نگارش قرآن بوده اند به
((كُتابوحي)) نامبرده اند كه طبق مطالعات محققان اسلامي و گروهي از خاورشناسان شمار اين نويسندگان وحي به چهل و سه يا چهل و پنج نفر بالغ مي گردد كه در زمان پيامبر اسلام (ص) به كتابت وحي اشتغال داشته اند (ر.ك:تاريخ القرآن زنجاني (ب) .تاريخ القرآن:عبدالصبور شاهين .ص 54.حيات اللغه العربيه ص 62) . درباره اولين كتابت وحي در مكه محققان نام عبدالله بن سعد بن ابي سرح و راجع به نخستين نويسنده وحي در مدينه نام ابي بن كعب رابه ميان مي آورند و لذا نوشته اند نخستين كسي كه قريش در مكه براي رسول خدا (ص) نوشت عبدالله بن سعد ابس سرح بوده كه مرتد شده و در ايام فتح مكه به اسلام بازگشت و اولين كسي كه در مدينه نگارش وحي را به عهده گرفت ابي بن كعب بوده كه پيش از زيد بن ثابت به اين مهم در مدينه اشتغال داشت(موقف القرآن من المشركين به مكه ص 54 ) يعني در غيبت ابي بن كعب، زيد بن ثابت به جاي او وحي را مي نوشت ولي براساس روايات آنكه بيش از همه به نگارش وحي موافق بود در مرحله اول علي بن ابيطالب (ع) و سپس زيد بن ثابت مي باشد چون اين دو بيش از ديگران ملازم پيامبر (ص) بوده اند(تاريخ القرآن ص 162) دكتر عبدالصبور شاهين مي نويسد : علي بن ابيطالب ((ع) پسر عم رسول خدا (ص) كه در نوجواني اسلام آورد و در اكثر وقايع و غزليات در زمان پيغمبر (ص) همراه ايشان بوده و كتابت وحي نيز كرده اند.
نبايد فراموش كرد كه ابي بن كعب نيز از كساني است كه بيش از ديگران به نگارش وحي توفيق يافت و مايه هاي فراواني از نصوص قرآني را در اختيار داشت چنانكه طبري نيز به اين نكته اشاره كرده است: ((...اين قرآن جمله متفرق بوده است بدست خلق اندر ، يك يك آيت و يك يك سورت ، كم و بيش . و هيچ كس رابيشتر از ابي بن كعب نبود ، از بهر آنكه او پيوسته در صحبت و خدمت پيامبر (ص) بودي ، و هرگاه وحي آمدي اگر به شب بودي و اگر به روز بنوشتي ، و ياران ديگر پيوسته را او نبودندي...))(ترجمه تفسير طبري{جامع البيان}ج 1 ص 7)
راجع به زيد بن ثابت نيز نوشته اند :كه خارجه بن زيد مي گفت :عده اي بر يزيد بن ثابت وارد شدند و از او درخواست كردند حديثي و داستاني را از زمان پيغمبر (ص) بازگو نمايد زيد بن ثابت گفت چه داستاني را از زمان رسول خدا (ص) گزارش كنم :من همسايه آن حضرت بودم و هر وقت وحي نازل مي گرديد مرا احضار مي -فرمود و من آن را مي نوشتم .
اين تاريخچه ها و ساير روايات مشابه آنها نشان مي دهد كه اين سه نفر يعني علي بن ابيطالب (ع)،ابي بن كعب،و زيد بن ثابت به خاطر ملازمت مداوم با رسول خدا (ص) به ترتيب داراي موقع و مقامي برجسته در امر نگارش وحي و احاطه به نصوص قرآني بوده اند .
ادامه دارد...
دست هایم از مشعل تهی شده بود
همه ی ستاره هایم به تاریکی رفته بود
مشت من ساقه ی خشک تپش ها را می فشرد
لحظه ام از طنین ریزش پیوندها پر بود
تنها می رفتم
می شنوی تنها
من از شادابی باغ زمرد کودکی براه افتاده بودم
آیینه ها انتظار تصویرم را می کشیدند
درها عبور نمناک مرا می جستند
و من می رفتم
می رفتم تا پایان خودم فروافتم
ناگهان تو از بیراهه ی لحظه ها
میان دو تاریکی
به من پیوستی
صدای نفس هایم با طرح دوزخی اندامت در آمیخت
همه ی تپش هایم از آن تو باد
چهره ی به شب پیوسته
همه ی تپش هایم
من از برگریز سرد ستاره ها گذشته ام
تا در خط های عصیانی پیکرت شعله ی گمشده را بربایم
دستم را به سراسر شب کشیدم
زمزمه ی نیایش در بیداری انگشتانم تراوید
خوشه ی فضا را فشردم
قطره های ستاره در تاریکی درونم درخشید
و سر انجام
در آهنگ مه آلود نیایش تو را گم کردم
میان ما سرگردانی بیابان هاست
بی چراغی شب ها
بستر خاکی غربت ها
فراموشی آتش هاست
میان ما ((هزار و یک شب )) جستجوست
با هفت تا آسمون پر از گلهای یاس و میخک
با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بیقرار کوچک
فقط می خواد بهت بگه
تولدت مبارک
هستی ام یه قلب پاکه که برات هدیه میارم
واسه ما فرقی نداره که چه قدر فاصله داریم
هر جای دنیا که باشیم واسه هم پر در میاریم
می دونم با گوش جونت می شنوی ترانه هامو
میون این همه فریاد می شناسی رنگ صدامو
دل من قد یه دریاست اما واسه تو یه برکه
تو برام آب حیاتی بی تو بودن مثل مرگه
توی آسمون رویا تو پری شهر نوری
تو عزیزتزین ستاره از یه کهکشون دوری
تو برام رنگ خیالی توی بی رحمی دنیا
مثل آسمون رویا آبی قشنگ دریا
لطفا کسی این آپو به دل نگیره چون با امکانات محدود بلاگفا از دادن چای نبات معذورم
تولد عیسی مسیح رو به همتون تبریک می گم مخصوصا مسیحی های عزیز
گفتی تویی بعد خدا همون که می پرستم
یه روز دیگه اش یادم میاد که عاشقونه گفتی
بگو کجا گریه کنم وقتی که بی تو هستم
برگرد بیا منو ببین تو رفتی من شکستم
آواره ی غربتمو عمریه بی تو هستم
حالا تویی باید بگی کجا برات می تونم
گریه کنم از ته دل به یاد تو بمونم
امیدوارم شب یلدا به همتون خوش گذشته باشه به من که بیشتر از هر سال خوش گذشت و سالگرد ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه (س) را به همتون تبریک می گم هر چند دیروز بود
یه پیشنهاد براتون دارم حتما برید فیلم ((م مثل مادر)) رو ببینید واقعا قشنگ بود من که خیلی دوست دارم دوباره برم ببینم
اگه نبینید از دستتون میره

