تبليغاتX
دختر تنهای تنها دیگه تنها نیست

دختر تنهای تنها دیگه تنها نیست

بیا تا برایت بگویم ...
ویژگیهای استاد اخلاق(3)
 

...

در آخر به شمارش عناوين برخى ديگر از ويژگيهاى استاد اخلاق بسنده مى‏كنيم

 

۶ - تدبير در بكارگيرى درست‏شيوه‏هاى ارشاد و دسته بندى شايسته مطالب

۷ - پرهيز از صراحت در هدايت و تاديب شاگرد

۸- اشتياق و كوشايى بر هدايت و خيرخواهى شاگرد

 ۹ - مدارا شفقت و مهربانى با شاگرد

۱۰- حفظ هيبت و وقار استادى

۱۱ - توجه به خداوند و خير خواهى از او در تاثير سخن

 

 

+قلم زده به دست سپیده |
ویژگیهای استاد اخلاق(2)
 

... 

3 - بلاغت و سخنرانى

راهنماى اخلاق بايد از زبانى گويا و بيانى توانا برخوردار باشد بگونه‏اى كه در نهايت وضوح و روشنى موضوع بحث را بين‏داشته و در كار انتقال فكر خود شنونده را دچار ابهام و نيازمند به تاويل و توجه نگرداند آنچنان چيره زبان باشد كه توان تفهيم معنى گوناگون و پديد آوردن حالات متفاوت را داشته‏باشد انديشه‏گر بلند و زبان گر رسا بود هر گفته‏اى بلند و گرانسنگ مى‏شود با شيوايى و جمله‏هاى كوتاه و خوش آهنگ است كه مى‏توان دلها را صيد كرد و تشنگان را سيراب كرد. شكى نيست كه نيمى از رمز جاودانگى و موفقيت قرآن (پس از حقانيت محتوى) زيبايى فصاحت، بلاغت، سلاست، و روانى است قرآن كه كتاب انسان‏سازى است در مقوله هنر سرآمد دير نوشته‏است‏خود قرآن به اسلوب فصاحت و زيبايى خود در اداى مقصود مى‏نازد و بر آن زيبايى ديگران برا به ميدان تحدى مى خواند نام اين زيبايى و شيوايى را«بلاغ مبين‏» گذاشته است‏يعنى ابلاغ واضح، آشكار، مطلوب، ساده بى‏پيرايه بگونه‏اى كه شنونده در كمال سهولت و سادگى آن را درمى‏يابد و گرفتار سخن مغلق و پيچيده و در لفالفه اصطلاحات زياد نمى‏شود. رمز جاودانگى و تاثير گذارى سخنان اميرالمؤمنين‏«ع‏» نيز در همين شيوايى و زيبايى آن است چنانكه نهج‏البلاغه از استوارترين و دلپذيرترين نثر بشرى برخوردار است هنگامى كه 130 صفت را در 40 جمله خطبه متقين باشيوايى بيان مى‏دارد هر چه پيش مى‏رود التهاب شنونده را بيشتر مى‏كند بلاغت و سخنرانى از بايسته‏ترين ويژگيهاى استاد و راهنماى اخلاقى است استادى كه پردازنده روح شگفت انگيز آدمى و بيانگر شايسته‏ترين رهنمودهاى الهى است به انسان كه پيامش روشن و روح افزاست و بيانش نيز بايد رسا و شيوا باشد.

امام باقر «ع‏» مى‏فرمايد: «... و البيان عماد العلم‏».

 استوانه دانش سخنورى است.

اگر دانش زبان توانى براى گفتار در اختيار نداشته باشد چونان نيروگاه برقى مى‏باشد كه از كانالهاى نور رسانى برخوردار نباشد.

 4 - واقعيت گرايى و زمان شناسى

از ديگر ويژگيهاى استاد اخلاق واقعيت‏گرايى و زمان شناسى است‏يعنى بايد به نيكى حال شاگرد را بداند و شرايط اجتماعى، فرهنگى و سياسى را كه بر خلقيات وى مؤثر است بشناسد تا مطابق توانايى و نياز شاگرد سخن راست كند. آن كه زمان خود را به شايستگى نشناسد از حصار شبهه‏ها و عوامل گوناگون انحرافى راه به بيرن مى‏گشايد امام صادق‏«ع‏» مى‏فرمايد:  ‍‍‍‍‍‍‍‍«العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس‏».

 آن كس كه به زمان خود آگاه باشد از هجوم شبهه‏ها در امان است.

استادى كه از واقعيات جامعه بيگانه بوده و از آنچه در اطرافش مى‏گذرد بيخبر باشد ناگريز مبحثهاى بيگانه و صرفا شخصى را مطرح خواهد كرد كه چندان راه‏گشا نخواهدبود و راه روشنى را در جلوى پاى شاگرد نخواهد گذاشت. بى‏شك بسيارى از درگيريهاى اجتماعى كشمكش‏هاى سياسى و تنشهاى فكرى كه بسيارى از مردم در تب خود مى‏سوزاند ريشه اخلاقى و عامل نفسانى دارد اگر استادى از آبشخور اين مفاسد ريشه‏ها آگاه نباشد به درستى پى به چگونگى آنها نبرده‏باشد چه بسا مبحث را كه براى تدريس برمى‏گزيند و يا جهتى كه به بحث مى‏دهد نه تنها گرهى را نگشايد بلكه باعث پيچيدگى فزونتر دشواريها نيز بگردد مانند تجويز نا آگاهانه دارويى است كه در فزونتر ساختن بيمارى اثر مى‏گذارد.

 5 - پرهيز از القاء روحيه ياس

آموزشهاى اخلاقى از حساسيت و ظرافت ويژه‏اى برخوردار است مانند داروى حساس مى‏ماند كه اگر دقت كافى در تجويز آن بكار نرود نه تنها اثر مثبتى نخواهد داشت كه پيامدها ناگوارى را نيز در پى مى‏آورد. با پيچيدگى كه روحيات آدمى دارد شايسته است كه در توصيه مسائل اخلاقى توجه لازم اعمال شود و همه جوانب رعايت گردد. همانگونه كه بر مسائل باز دارنده مانند زهد، ساده زيستى، رياضت نفس، خواب و خوراك و ... تكيه مى‏شود بر موارد وادار كننده مانند مراعات با نفس، رعايت‏حد اعتدال، بهره‏مندى از مباحات شرعى و برآورده كردن نازهاى واقعى بدن نيز توجه شود. در باورهاى اخلاقى نيز همانگونه كه بر ناسپاسى و پليدى نفس اماره ناپايدارى و مكر دنيا و مسائل دنيايى وجود موانع و عوامل فراوان انحرافى بر سر راه خود سازى سخن مى‏رود بر تربيت پذيرى نفس، امكان كاميابى شايسته از زندگى و توانايى اراده انسان در بر طرف كردن موانع خود سازى نيز تبليغ شود. درس اخلاق نبايد روحيه‏هاى بى نشاط، مايوس، منفى باف و ناتوان بسازد بلكه با بكارگيرى شايسته شيوه ابلاغ انسانى پرتحرك اميدوار و كوشا تربيت كندروحيه افسرده و باور به ضعف و ناتوانى آدمى را در همه صحنه‏هاى عبادى اعتقادى و علمى ناكام مى‏گرداند و بر عكس داشتن روحى شاداب و اميدوار هر گونه دشوارى روحى و عملى را نابود مى‏كند.

                                                                                                     ادامه دارد...

 

+قلم زده به دست سپیده |